جمعی از اعضاء کانون توحید مسجد فاطمه زهرا سلام الله علیها قزوین

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حاج آقا قدس» ثبت شده است

قسمتی از سخنان حاج آقا قدس

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیر قسمتی از سخنرانی امام جماعت مسجد فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) در بین دو نماز مغرب و عشاء می باشد که حدود شش سال قبل ایراد گشته است. حتی المقدور سعی شده تا کلام ایشان به صورت گفتاری و همراه با لحن شیرین شان پیاده شود.

 

قرآنِ محاله آمریکا از ما بگیرد ، هر چی میل داری بخوان هر چی نفس داری بخوان بهشت هم می برند آمریکا مِگد بهشت نمی برند؟؟!! آمریکا مگد قرآن خواندن گناهه؟؟ ذلیل می کند آدمه؟! کِی این حرف را زده است ؟

دعاها هم زیاد، تاکنون دشمن به دعا دست درازی نکرده است اما اونچه که دست درازی کرده اند دشمنان - حالا یهودند نصاری هستند حالا به تحریک دشمنان منافق و امثال اینها - ولایت است الآنم نظرشون ولایت است.

می گه: این آقا لهو و لعب نیست ؟

می گه: نه ارشاد جایز دانسته است!

نَمی گَد مرجع  نمی گد مرجع

بعد نسبت به آقای خامنه ای بده!

ما مرجع داریم عزیز من ، بعد از انقلاب ارشاد آمد ریشه گرفت آمریکا قاه قاه می خندد برای اینکه ارشاد می تواند ولایتِ قیچی کند

 گرداورنده : حامد یزدی

ادامه ی متن را در قسمت ادامه ی مطلب بخوانید

 

ادامه مطلب...
۱۸ آبان ۹۱ ، ۱۹:۲۰ ۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

زلال قدس 4

بسم الله الرحمن الرحیم

زلال قدس«4»

متن زیر برخی از نکاتی است که امام جماعت پیر و دوست داشتنی مسجد در طی سال ها بیان کرده اند؛ البته درک لحن و کلام ایشان برای بچه ای مسجد بیشتر قابل درک و البته خاطره انگیز و تذکار دهنده است:

*ما از دعا خواندن فقط ثوابش را گرفته ایم؛ قرآن بخون برای ثواب، دعا بخوانیم ثواب ببریم. هی بگو: وارزقنی مواساة من قترت علیه من رزقک. آخر مواسات می دانی چی هست؟ مواساة آن است که هر چی که من دارم اون فقیر هم داشته باشد، از آن بالاتر ایثار است؛ اون دیگر اصلا مال ما ها نیست که خودمون نداشته باشیم و به دیگران بدهیم. فقط دعا را بخوان ثوابش را ببر!؟

* این کتاب ها را از این زندان ها نجات بده{قفسه کتاب}، یه قدری آن را ورق بزن مطالعه کن. شما را به خدا توی این پارک ها یه جایی هست تو بری یک ساعت بنشینی مطالعه کنی؟ یا جای هوسرانی است؟

*رساله تنها گاهی کافی نیست. باید بعضی جاها را با آخوند خوب صاف کنی. کدام رساله برای تو خوب واضح قیام متصل به رکوع را نوشته است؟ آخر تو باید بدانی اکمال سجدتین به چیه؟ بیا این روزها، این شب ها، مسأله را یاد بگیر. جاهل نمان.

*تو خیال می کنی تو مسجد آقاکبیر نماز جماعت می خوانی دیگر تمام است؟ تو اگر راست می گی صبح کجایی؟ چرا صبح ها هفت هشت نفر بیشتر نمیان؟

*اینقدر به این بچه ها تندی نکن آخر تو هم یه روزی بچه بودی. بچه را بنشان نماز را یاد بده.

*ای برادر حساب خرجت را از خانمت جدا کن. ببین چه گفتم؟! اگر او دخلی دارد، حقوق دارد، تو محتاج اون نشو؛ اما مسأله را به او یاد بده. بگو خمسش را بدهد.

جواد ارباب

۲۵ فروردين ۹۱ ، ۲۲:۰۶ ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

زلال قدس(3)

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیر برخی از نکاتی است که امام جماعت پیر و دوست داشتنی مسجد در طی سال ها بیان کرده اند؛ البته درک لحن و کلام ایشان برای بچه ای مسجد بیشتر قابل درک و البته خاطره انگیز و تذکار دهنده است:

* ای برادر بیا جهنم نرو؛ من خواهش می کنم بیا برو بهشت، بیا تو هم شهید بابایی بشو! چی گفتم؟! ....

*خدایا همه خوبی ها را به ما بده؛ نه از هزار تا 40 تا، 60 تا! برادر همه خوبی ها را جمع کن.

*برادر مثال دوچرخه چطوره؟ بلدی یا باید تمرین کنی؟ احکام شرعم دِ همونه برادر! بیا از آخوند یاد بگیر.

*ای قربانت روح الله (گریه...) خدا رحمت کند خمینی را. خدایا از عمر من بکاه و بر عمر رهبر افزا. بنده فکر می کنم مسجدی که تکبیر نگوید امام جماعت عرضه ندارد.

*برادر این ریش ها را نتراش آخر امیر المومنین(علیه السلام) مثل تو ریش می تراشید؟ آهان؟

* برادر خواهش می کنم این دعا را بخوان؛ چقَدَر عالیه چقدر خوبه: خدایا ما را به وظایفمان آشنا و در انجامش یاری فرما!

«پیر آشنا»

۱۸ اسفند ۹۰ ، ۰۰:۴۸ ۱۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

زلال قدس (2)

 بسم الله الرحمن الرحیم

«متنی که می خونید گوشه هایی از سخنان و نکته های ناب امام جماعت پیر مسجد آقا کبیره»

*ای برادر! حیف است جاهل بمانی. می خواد استاد دانشگاه باشد دکترای ریاضی باشد هر کی می خواد باشد، باشد؛ اگر مسأله بلد نیستی جاهلی دِ برادر! میل داری قبول کن، میل داری نکن.

*برادر! این زن و بچِئَک را جمع کن مسأله را یاد بده دِ برادر. آخر بعد یک عمر زندگیT قرائت نماز زن و بچه ات باید غلط باشد؟

*بنده این همه نماز خواندم، روزه گرفتم و... به هیچ کدامش از خودم راضی نیستم. اما از یکی خیلی راضیم، سیگاری بودم ترک کردم.

*برادر! تو خیال می کنی با این کارها تو باید بهشت بری؟آهان؟ زیر کولر عالی یا جای گرم و نرم، تکیه دادی، خیال می کنی چه شده ای! باد به دماغ  می اندازی که منم منم بزبزه ها؟تو خیال می کنی!

* هوای نفس را توی کار نیار این بلند گو را به بچه یاد نده هوا را توی کار نیار. اون از اول هوسرانی را یاد می گیرد.

*ای برادر مخلص خدا باش، چاکر خدا باش، بیخودی به دیگری نگو من مخلص شمام من چاکر شمام ...

*اگر تو این رساله را عمل کردی، اون وقت تو مردی.

«پیر آشنا»

گردآورنده : جواد ارباب

۰۱ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۱۶ ۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

زلال قدس (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم

متنی که می خونید گوشه هایی از سخنان و نکته های ناب امام جماعت پیر مسجد آقا کبیره، که هر کدوم یادآور خاطرات به یاد موندنی برای تک تک نمازگزاران است. ذکر این مطالب هم از باب التفات به نکات زیباییه که ایشون اشاره کرده و می کنن و هم از جهت یادآوری دیونیه که تمام بر و بچه های  مسجد به ایشون دارن :

* این حرف حرفِ خوبیه! من ندیدم غیر از آقای بهجت از مراجع، این را بگوید «ای کاش همه یک دور صرف و نحو را یاد می گرفتند». اگر تو این صرف را درست کردی پس تو مَردی.

*ای برادر! این شعار را بعد از نماز محکم بگو! رهبر را دعا کن! عجب کاری است، اگر بد بود گناهش مال من؛ اگر خوب بود مال خودت.

*برادر باید زحمت بکشی، خون دل بخوری؛ سی سال از پای کتاب بلند نشدم اگر به مساله جاهلی بیا بپرس! اگر از من هم نمی پرسی از آقایان دیگر بپرس! رساله را بر دار برو بهشت.

 *ای برادر! این نافله های ما را کی باید بخواند؟! برای دایی جان، مامان بزرگ، عمه جان ... هر که در قید حیات نیست نماز قضا بخوان ضرر ندارد نماز آیات بخوان....

* این قدر بین دو نماز حرف دنیا را نزن. صلوات بفرست، نافله بخوان، این نافله های ما را کی باید بخواند؟ آیة الکرسی بخوان، غفیله را بخوان...

*ای برادر از این خواهرها یاد بگیر. خیلی از آنها مسأله را روان کرده اند از هر ده تا، یکی از شماها مساله بلد نیستید.

*خدا حفظ کند چقدر عالیه! همان جور که قرآن می خوانی، سینه می زنی حسین حسین می کنی، این احکام شرع را هم روان کن.

*ای خدا نیامرزد رضا قلدر را. شما اکثر ندیده بودید الآن تو نازِ نعمتید اون وقت این خبرها نبود برادر؛ دانشگاه نبود، آخوند نبود، کسی جرأت نداشت از اسلام حرف بزند؛ شما ها ندیدید، خدا نیارد اون دوران را، بنده فکر می کنم ده هزار بیشتر کشت.

*برادر این شعر را با آب طلا باید بنویسی یاد بگیر، این شعر را حفظ کن:

چه خوشست گر محک تجربه آید به میان     که سیه روی بود هر که در او غش باشد.

*تو خیال می کنی! پدر ما را در میارند تو گمون کردی بهشت رفتن به این آسانیه؟

 «پیر آشنا»

گردآورنده : جواد ارباب

۲۴ دی ۹۰ ، ۰۰:۱۱ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰