جمعی از اعضاء کانون توحید مسجد فاطمه زهرا سلام الله علیها قزوین

۱۳ مطلب با موضوع «مهدی مهدوی» ثبت شده است

حسینیه مکاشفات

حرمله را دیدم که در صف نذری ایستاده بود.

این روز ها در خیابان در دست مردم به جای نذری سر های بریده میبینم.

مدت هاست شهرداری میدان امام حسین را خراب کرده تا مردم دور آن نگردند و به جایش بلوار امام حسین درست کرده تا مردم با سرعت بالا از روی آن رد شوند.

مهدی صرافها (مهدوی)

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

عبادت یا عادت

عبادت یا عادت

1.     از سوم دبیرستان نماز شب میخواند و چنان زجّه ها و گریه هایی میکرد که شاید معدود افرادی توان این همه گریه را داشته باشند تمام بدنش هنگام نماز از شدت گریه تکان میخورد با قامتی سفید پوش در قلب تاریکی شب همچون کوه اراده ای پولادین داشت و هرگز نماز شبش تر نمی شد.

مهدی مهدوی

 

۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

نیابت و مجاز 2


    بسم الله الرحمن الرحیم

    در شماره ی گذشته به معرفی اجمالی منابعمان پرداختیم اکنون به طرح مسئله و حالات متصور برای دیدگاه های گوناگون میپردازیم:

    اما طرح مسئله: ابن هشام در مغنی اللبیب پس از بیان معانی باء ( البته در مغنی الادیب پس از الی) به بیان این اختلاف پرداخته شده است:

    « تنبیه

    مذهب البصریین أن أحرف الجر لا ینوب بعضها عن بعض بقیاس کما أن أحرف الجزم وأحرف النصب کذلک وما أوهم ذلک فهو عندهم إما مؤول تأویلا یقبله اللفظ کما قیل فی ( ولأصلبنکم فی جذوع النخل) إن فی لیست بمعنى على ولکن شبه المصلوب لتمکنه من الجذع بالحال فی الشیء وإما على تضمین الفعل معنى فعل یتعدى بذلک الحرف کما ضمن بعضهم شربن فی قوله

    175- ( شربن بماء البحر ... )

    مهدی مهدوی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲

نیابت و مجاز

نیابت و مجاز1(مقدمه)

بسم الله الرحمن الرحیم

طبیعتا این بحث مخاطبین فروانی نخواهد داشت چون مقاله ای با موضوع تخصصی است هرچند که مصنفش متخصص نباشد.به عنوان مقدمه لازم است چند نکته بیان شود که مفید خواهد بود،در این نوشته میخواهیم به طرح مسئله ی نیابت و مجاز بپردازیم واینکه آیا مجاز حرفی مطابق قول کوفیین( در بحث نیابت حروف از یکدیگر) است یا بصریین و فائده ی آن را بیان کنیم. که خود طرح این مسئله نیازمند معرفی اجمالی چند کتاب و ادیب است وپس از آن تبیین اصل مسئله ودر نهایت نقد وبررسی آن.

فائده ی این بحث از عموم مخاطبان این نوشته مخفی نیست چرا که بحث مجاز در فهم معانی لطیف و دقیق قرآن و بعضی روایات دخیل است، که در تبیین مسئله با کمی دقت، خواننده ی محترم مسئله ی فوق را خواهد فهمید.

منابعی که ما از آن ها برای این تحقیق ارزشمند استفاده کردیم تعدادشان بیش از 20 مورد است فلذا ما برای جلوگیری از اطناب کلام ،مختصری از مهمترین آنها و اجمالی از شرح حال مؤلفین آن ها را بیان میکنیم.

مهدی مهدوی

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

سیاست به سبک آکبیری

سیاست به سبک آکبیر

یکی از شاخص ترین و بارز ترین ویژگی های آکبیر که آن را از بقیه مساجد وکانون ها جدا میسازد جو سیاسی متفاوت است.

ابتدا باید بر سر این موضوع بحث کرد که آیا یک نهاد فرهنگی میبایست مشی خاص سیاسی ای را اتّخاذ کند یا این که در این موضوع آزادی حاکم باشد؟

آیا در اینگونه نهاد ها با فرض قبول حالت اول(اتّخاذ مشی سیاسی خاص) باید برسر تطبیق مصادیق بر مبانی کلی اتفاق نظر وجود داشته باشد و هماهنگی با نظر نهاد از شرائط ورود باشد ویا اینکه نهاد فقط بر سر مبانی کلی اتفاق داشته باشد و تطبیق مصادیق به عهده ی خود اعضا باشد؟

پس در نهایت سه نوع طریقه ی سیاسی در نهاد های فرهنگی مذهبی جاری است:

1.آزادی در اتّخاذ مشی سیاسی

یا اتّخاذ مشی سیاسی خاص :2.اتّفاق در تطبیق مبانی کلی بر مصادیق 3.آزادی در تطبیق مصادیق

چیزی که امروزه ما بیشتر مشاهده می کنیم جزء دسته ی دوم است یعنی نهادهای فرهنگی مذهبی همچون هیأت ها و پایگاه های بسیج و حتی تعداد قریب به اتفاق کانون های فرهنگی مساجد از این دسته اند. اما آکبیر حالتی متفاوت دارد چرا که طریقه ی آکبیر با توجه به تعریفش جزء دسته های اول وسوم است...

مهدی مهدوی

ادامه ی متن را در قسمت ادامه ی مطلب بخوانید.

۱۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

من و مشق توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

من و مشق توحید

19 مهر تصمیم گرفتم طبق قرار قبلی یک مطلب برای مشق توحید بنویسم، هر چی فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم. یک نگاهی به دور وبرم انداختم چشمم به کتاب "ولایة علی من کتب السنة فی القرآن" افتاد، گفتم خوبه که ترجمه ای از بخشی از این کتاب را بنویسم به خاطر همین جلد اول کتاب را برداشتم وشروع به ترجمه ی مقدمه کردم چیزی حدود 1 ساعت طول کشید ولی خط پایانی اش به هیچ وجه من الوجوه قابل ترجمه نبود حدود نیم ساعت تلاش کردم ولی ثمره ای نداشت، با خودم گفتم ترجمه نمیکنم وآخر مطلب م مینویسم با اندکی تصرف، گذشته از این حرف ها ترجمه در یادآوری مطالب تاثیر بسزایی دارد .

بالاخره خواستم تایپش کنم. همین که نشستم پشت کامپیوتر و بسم الله را تایپ کردم احساس کردم مطلبم از حیث محتوایی چیز زیادی برای گفتن ندارد و هنگامیییی ارزشش مشخص میشود که متن عربی کتاب هم باشد به عبارت دیگر مطلبم ارزش ترجمه ای داشت تا محتوایی ،در نتیجه تصمیم به ندادن مطلبم گرفتم ولی به کافی نت رفتم ومطاب جدید رو خواندم و نظر دادم.

از 20 تا27 مهر به این نتیجه رسیدم که مطلب باید از دل نویسنده بجوشد نه اینکه با نگاه کردن به در و دیوار مطلب بنویسد، از این رو مطلب "انصاف" را یکی از بهترین مطالبم میدانم که تاکنون نوشته ام چرا که آن مطلب چیزی حدود 3 سال پیش در مسجد و در جوی که اکثر بچه ها مسموم به این سم بودند با تمام وجود نوشتم.

28 مهر دغدغه ای نهفته درنم جرقه زد وبا خود گفتم مطبی بنویسم تحت عنوان کت وشلواری های اسلام شناس اما احساس کردم نیاز به تحقیق بیشتری دارد ومجالش را ندارم. ابته که انشاالله موفق به نوشتنش در فرصت مناسب بشوم.

در این آشفتگی این سوال در ذهنم جولان میداد که آیا واقعا فقط دغدغه مند بودن به مطلب ملاک است؟ ویاباید سیر خاصی در موضوعات به حسب نیاز خود یا جامعه دنبال شود هرچند نسبت به آن نویسنده بی دغدغه است؟یا اینکه هر دوی اینها باید با هم باشد؟

در صورت اول این مشکل وجود دارد که گاهی انسان نسبت به موضوعی دغدغه مند است که به مرور زمان دغدغه اش را نسبت به آن از دست میدهد در نتیجه از نوشتن ادامه ی مطلب منصرف میشود مانند مطلب "ثم لأتینهم..."خودم که آنگونه رها شد.

در صورت دوم نیز مشکلی وجود دارد وآن اینکه نویسنه انگیزه ای درونی برای نوشتن ندارد در نتیجه چون مطلب از دل برنمیاید بر دل نیز نمیشیند.

اما در صورت سوم مشکلی وجود دارد چرا که تحقق این حال بسیار کم و بعید است یعنی بسیار کم پیش میآید که سیر خاص ودغدغه هماهنگ شوند والبته شاید باید آنهارا هماهنگ کرد که من بلد نیستم.حال به ظر شما چه باید کرد وچگونه موضوع انتخاب کرد.بعضی نیز میگویند مهم نیست خاطره هم که شد بنویس ولی من خودم خاطره ی بی هدف رانمیپسندم.ازین رو درحاله ای ابهام قرار گرفتم لازم به ذکر است که چنانچه گذشت نیاز هی خود ودیگران همیشه مطابقت با دغده انسان ندارد.

مست فیض ومستفیض وملتمس دعا

مهدی مهدوی

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

سوپاپ

هو العلیم

میخواستم این بحث را فقط به طور شفاهی با بعضی از دوستان مطرح کنم ولی با خود گفتم بقیه نیز از این بحث بهره مند شوند وحقیر نیز از نظرات بقیه بهره مند شوم.

از قدیم آکبیر وکانون ما تشبیهی طوفانی به کشور کنونی ایران میشد که علی الظاهر این تشبیه از جهاتی درست است، با این مقدمه به بسط ونقد مسأله ی مدیریتی سوپاپ می پردازیم.

اولا باید بدانیم سوپاپ چیست؟

استادی میگفت: که سوپاپ روشی غربی است که به منظور جلوگیری از شورش وقیام صورت میگیرد که مردم را کمی آرامتر میکند چرا که حرفهای درون دلشان به نحوی زده میشود.

غالبا این سیاست از منظر اعضا و مردم سیاسیتی است منفور البته وقتی که به غایت نهایی سوپاپ پی برده باشند، چرا که گویی سیستم مدیریتی میخواهد آنها را سرگرم کند و فریب دهد تا اقدام عملی ای نکنند، آنان این روش را نوعی فریب خود میدانند البته نه برای هر سوپاپی.

انواع سوپاپ

1.   بعضی سوپاپ ها بر مبنای تمسخر و استهزاء و توهین و... استوارند مانند طنز خنده بازار و کلاغ نیوز و... که قطعا روشی باطل است و از آنجایی که گاهی هدف وسیله را توجیه نمیکند پس نمیتوان گفت زمانی که هدف این طور روش ها خوب وخیر باشد ، پس تمسخر و استهزاء و توهین نیز اشکالی ندارد!

2.   نوع دیگری از سوپاپ ها وجود دارند که روشی جدی و غیر طنزآمیز دارند که خود بر دو دسته اند:

1لف) یا نقد ها کنترل نشده است یعنی طرق بیان آن آزاد است اعم از توهین و استهزاء ونقد سازنده و... به عبارت دیگر هر که هر طور هر چه دل تنگش میخواهد میگوید.

یک مصداق برای این قسم که جزء بدترین قسم هاست وجز هرج ومرج و تشویش اذهان و به هم ریختگی جو فایده ی دیگری ندارد صندوق حسن خلق در مسجد ما بود، استفاده از چنین وسیله ای در محیطی باید به کار گرفته شود که کاملا اخلاقی و دوستانه بوده وفقط به منظور اصلاح اشخاص انجام شود در صورتی که در این صندوق بسیار فحش وتوهین دیده میشد و  اثری از نقدهای سازنده نبود چرا که این روش درخور اعضای مجموعه نبود واصلا به منظور سوپاپ استفاده میشد نه فقط اصلاح اشخاص. وچنانچه گذشت پر واضح است که این نیز روشی غلط است.

ب) ویا نقدها کنترل شده است و خبری از توهین و استهزاء نیست مانند برنامه های دراستان و درشهر به عبارتی  در این قسم تنها بیان مشکل صورت میگرد، شاید بتوان گفت تنها سوپاپی که قابلیت استفاده دارد و می تواند صحیح باشد فقط همین قسم است.

مست فیض ومستفیض

ملتمس دعا

مهدی مهدوی

 

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ثم لأتینّهم من بین أیدیهم و من خلفهم وعن أیمانهم و عن شمآئلهم...

ثم لأتینّهم من بین أیدیهم و من خلفهم وعن أیمانهم و عن شمآئلهم...

در شماره ی گذشته گفتیم که دو رکن حیات بخش شیعه خط سرخ شهادت و خط سبز انتظار است ونیز گفته شد که شیطان چه مقدار برای نابودی این دو تلاش میکند وقرارمان بر این شد که آفت هایی که از جانب شیطان متوجه این دو رکن شده است را بررسی کنیم.

اما خط سرخ شهادت:

1.قمه زنی: نیازی به بسط این مورد نیست چرا که هم شما آشنایی کافی دارید و هم افراد زیادی در این زمینه کار کرده اند، شاید بتوان گفت که این مورد فی نفسه از تیرهای شیطان به حساب نمیرود اما چیزی که مهم است این است که امروزه از این مورد به بدترین شکل بر علیه شیعیان دنیا سوء استفاده میشود تا خط سرخ شهادت در نظر ها تار و کدر شود و فرو بپاشد.

2.شبهات و انحرافات علمی:تحلیل حماسه ی کربلا و قیام خونین آن حضرت و حتی تبیین چگونگی آن واقعه مسلما کار هر کسی نیست و طبیعتا اختلافاتی نیز وجود دارد اما گاه این اختلافات به شبهاتی طوفانی تبدیل میشود که تبیین آنها برای عموم مردم فقط برای تشویش اذهانشان به درد میخورد.شاید یکی از عوامل به وجود آمدن این انحرافات سپردن تحلیل مسائل مذهبی به دست کت و شلواری های اسلام شناس باشد.

3.مداحان ومداحی: بعد از انقلاب به خصوص در دو دهه ی اخیر شیطان حملات خودش را به این قشر بیش از پیش تقویت کرد تا هیئت های مذهبی توانی برای مقابله نداشته باشند و در نهایت فروپاشی خط سرخ شهادت. از سویی بعضی مداحان به انحرافات اخلاقی دچار شدند که این مایه ی ننگ هیئت ها شد و از سوی دیگر مداحان برای پر رونق شدن مجالسشان از هر وسیله ای استفاده میکردند مثل گفتن یه سری خرافات در مداحی هایشان ویا استفاده از سبک ترانه های داخلی وخارجی!

4.خرافات مربوطه:در سال های اخیر شیطان معجزه ای کرد و از کرامات و شفا دادن های حضرت امام حسین وحضرت عباس علیهماالسلام سوء استفاده کرد، تا آنجا که برخی ساده لوحان را برآن داشت که ادعا کنندخود واسطه ای برای شفا دادنند ویا حتی اگرحیوانی پیدا میشد که برروی بدنش نقشی شبیه حسین و... داشت میگفتند که آن حیوان مورد توجه است.

5.عدم اثر گذاری گریه بر اعمال:چه بسیار کسانی که برای حضرت اباعبدالله گریه می کنند ولی در عمل درصدی به فکر انجام کارهایی که دل آن حضرت را خشنود میکند نیستند البته که همین گریه سبب دل آزردگی شیطان است اما پر واضح است این انحراف به او تسکین میبخشد.

در بخش بعدی به مهمترین آفت این خط میپردازیم و سپس در بخش های بعدی نیز سراغ خط دیگر خواهیم رفت.

مست فیض، مستفیض، ملتمس دعا

مهدی مهدوی

 

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

ثم لأتینّهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمآئلهم...

ثم لأتینّهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمآئلهم...

حتما تا کنون شنیده اید که شیعه با دو رکن حیات بخش تاکنون پا برجا مانده است:

1.خط سرخ شهادت، که حاکی از گذشته ای طلائی برای شیعه است ویادآور حماسه ی امام حسین است که موجب ایجاد ویا تقویت روحیه ی شهدت طلبی در شیعیان میشود و ازین روست که آنها حماسه ی دیگری چون دفاع مقدس را توانستند بیافرینند!

2.خط سبز انتظار، که حکایت گر انتظار سخت شیعیان برای ظهور امام زمان است که سبب میشود تا شیعیان برای آینده از حرکت باز ننشینند ازین روست که بعضی ایجاد حکومت اسلامی و حاکمیت ولی فقیه را در دوران غیبت از وظایف خود میدانند!

این دو مصیبت وارده بر شیعه(شهادت سیدالشهدا و غیبت امام زمان) درست است که مصیبت است و باید برای آنها گریه کرد ولی قطعا امروزه نعمت هایی برای ما به حساب میروند وحیات شیعیان به آن دو وابسته است!

این دو سلاح شیطان را به شدت هراسان کرده تا آن جا که تیر های مختلفی از جهات گوناگون به سمت قلب شیعه نشانه رفته است. طبیعتا باید این تیرها را شناخت تا در این نبرد پیروز شد.

من قصد دارم تعدادی از حملات اول رجیم عالم را تبیین کنم البته که شاید به مزاج همه ی شما سازگار نباشد.

با من همراه باشید و منتظر بمانید...

مهدی مهدوی

 

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

انصاف

 

اوایل امتحانات خرداد بود، از آنجایی که امتحانات سوم دبیرستانی ها هماهنگ بود، حساسیت بالایی داشت. اون موقع ها با خط از مدرسه برمی گشتم توی مسیر یک کلوپ xbox بود که هر وقت به داخلش نگاه می کردم حسرت می خوردم چراکه از طرفی به خودم می گفتم:«نا سلامتی من بچه مسجدی ام. برم xbox بازی کنم!» واز طرف دیگر میدیدم که xbox خیلی حال میده. با اینکه به چنین تعارضی خورده بودم ولی حرف اول برام اهمیت بیشتری داشت، بنابراین طرف xbox  نمی رفتم، اما اوضاع همین طورنماند، یک روز که داشتم طبق معمول از کنار xbox  رد می شدم چندتا از بچه های مسجد رو دیدم که داشتن بازی می کردند خیلی تعجب کردم و ناراحت شدم ولی بعد به خودم گفتم:«چه عیبی داره تفریح است، گناه هم که نداره!» درنهایت بالاخره پایم رو به داخل کلوپ گذاشتم. صاحب مغازه فردی بی حوصله ، نسبتا جوان و کمی هم بددهان بود خیلی تحویلم نگرفت یه جوری هم بهم نگاه می کرد، رفتم پیش بچه های خودمون نشستم، از دیدنم هم جا خوردند و هم خوشحال شدند،خلاصه آن روز گذشت. فکر می کردم بچه های مسجد مثل خیلی از تفریح های دیگه در ماه یا هفته یا لااقل در روز یک بار میرن کلوپ، ولی روز بعد و روز بعد وروز بعدش هم همان آش و همان کاسه تازه نه یکبار درروز بلکه چند بار! روز به روز تعداد بچه های مسجد زیادترهم می شد چون بچه ها هم  به هم نگاه می کردند و هم یکدیگر رو تشویق می کردند مثلا پول همدیگر رو حساب می کردند. شاید بپرسید چرا باید چنین کاری بکنند؟ اگه کمی با این دستگاه ها آشنایی داشته باشید می فهمید که دسته جمعی وگروهی یه حال دیگه ای داره. کار به جایی کشید که بچه های کوچکتر مسجد هم می آمدند. منم که دیگه انگار به کلی عقلم رو از دست داده بودم، احساس می کردم این تیپ مسجدی برام محدودیت میاره پس در نتیجه تیپم رو عوض کردم این طوری تو کلوپ راحت تر بودم.

بعد از گذشت چهار پنج روز با بچه های غیر مسجدی کلوپ هم آشنا شدم اسم یکی از آنها کامبیز بود که موهاش همیشه عجیب غریب بود، سر و وضعش هم اصلا عادی نبود به قول معروف خرده شیشه داشت، می گفت از خونه فرار کرده و هر شب تو پارک یا خونه ی یکی از دوستاش شب رو صبح می کنه.

یکی دیگر از بچه های آنجا اسمش احسان بود، بعد xbox بازی کردن بعضی از بچه ها یه چیزایی تو گوشیش نگاه میکردند وبرای خودشون بلوتوث می کردند، فکر نکنم چیزای جالبی بوده باشه البته راستش رو بخواهید منم یه کمی نگاه کردم.

پس از یک مدت رفت وآمد به کلوپ دیگه آه در بساط نداشتم از مدرسه پیاده برمی گشتم تا بتونم پول هایم رو خرده خرده برای کلوپ رفتن جمع کنم. یکسری از بازی های آنجا باعث شده بود پرخاش گر بشم وعلاوه براین ها دیگه حوصله ی فعالیت تو مسجد رو هم نداشتم، درس هم که دیگه هیچی، کلا بی خیال شده بودم، به بهانه ی کتابخانه از خونه  میزدم بیرون و با بچه ها تو کلوپ قرار می گذاشتیم!

آره، انگار یه جای کار نه چند جای کار می لنگید، دیگه خودم نبودم اما چراییش رو نمیدونم...

 

مدتی فکر کردم کم کم به این نتیجه رسیدم : همان طور که هر کثیفی نجس نیست هر کار غلطی هم حرام نیست، مثلا درسته که xbox  حرام نیست ولی ...

چرا واقعا چرا باید ذهن وچشم و... خود را خسته کنیم تا وقت تلف کنیم؟!

مگر قرار نیست مصداق این آیه باشیم الذین هم عن الغو معرضون...

مگر قرار نیست حرکت کنیم ...

از شما دوستان عزیز می خواهم که به من کمک کنید تا آسیب های دقیق تر وبیشتری را پیدا کنم، تا راه درست را انتخاب کنم!مثلا آیا اصلا کلوپ رفتن مسجدی ها آسیب هست یانه؟

 

مست فیض، مستفیض، ملتمس دعا

مهدی مهدوی

۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰